تبليغاتX
پرنده مهاجر -

پرنده مهاجر

پرنده مهاجری که مقصد را در کوچ می یابد از ویرانی لانه اش نمی هراسد ...

سلام خيلي وقته هيچي ننوشتم الان يك ساله كه اومدم ايران اولين اختراع خودم رو ثبت كردم كار جديد رو شروع كردم سرم رو با كار گرم كردم تا ندونم كه چقدر تنها هستم هميشه از خودم پرسيدم چرا تو اين دنياي به اين شلوغي خيلي ها بايد تنها باشن دلم براي يكي تنگ شده كسي كه نمي دونم چيكار مي كنه خيلي كم خبر دارم از اون هوا داره سرد مي شه نمي دونم چرا سرماي هوا باعث مي شه كه ادم تنهايي خودشو بيشتر حس كنه شايد دنبال يه بغل گرم مي گرده يه بغلي كه خوب تورو فشار بده و گرماي بدنش تورو گرم كنه هيچ وقت حسرت پول ماشين خوب يا مقام يا خيلي چيزايي كه همه حسرتشو مي خورن نخوردم ولي حسرت آدمايي كه تنها نيستن رو خوردم آدمهايي كه يكي هست باهاشون دردل  كنه بخنده گريه كنه نمي دونم اين هم قسمت ما شده از اخر هم تنها ازاين دنيا مي رم 
+ نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 10:19 PM  توسط پرنده مهاجر  |