اينگونه زندگي کنيم: ساده اما زيبا، مصمم امابي خيال، متواضع اما سربلند، مهربان اما جدي، سبز اما بي ريا، عاشق اما عاقل.
دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم گل چيدن گرفتند و محاكمه كردند هيچ كس با خود فكر نكرد كه شايد من گلي كاشته باشم.
عشق مثل آب می ماند می توان در دست قایمش گرفت اما آخر که دست را باز می کنی می بینی نیست. قطره قطره می چکد و بدون اینکه بفهمی می بینی دستت پر از خاطره هاست.
دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم گل چيدن گرفتند و محاكمه كردند هيچ كس با خود فكر نكرد كه شايد من گلي كاشته باشم.
عشق مثل آب می ماند می توان در دست قایمش گرفت اما آخر که دست را باز می کنی می بینی نیست. قطره قطره می چکد و بدون اینکه بفهمی می بینی دستت پر از خاطره هاست.
عشق یعنی یک نفر دیگر هم آرزوهایت را بداند.
عشق ایستادن زیر باران و مرطوب شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا مرطوب نشد.
از شمع 3 چيز آموختم: ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم.
زندگي نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر تلخ است كه انسان شرافتش را به آن بفروشد.
آن کس که ميگريد يک درد دارد و آن کس که مي خندد هزار و يک دردو
