تبليغاتX
پرنده مهاجر

پرنده مهاجر

پرنده مهاجری که مقصد را در کوچ می یابد از ویرانی لانه اش نمی هراسد ...

 

وقتی درباره دیگران قضاوت می کنی، آنان را تعریف نمی کنی؛ خودت را تعریف می کنی.
                                                                

                                                                                                          وین دایر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1385ساعت 5:19 PM  توسط پرنده مهاجر  | 

دلايل افسردگي
احساس ياس ونوميدي
لذت نبردن از فعاليت هايي كه قبلا از انجام ا نها لذت مي برديد
كمبود انرژي
تغيير در خواب
گريستن و مضطرب بودن
اعتياد به الكل يا مواد مخدر
خشمگين شدن بي جهت
كناره گيري از جمع دوستان و اشنايان
احساس تهي بودن در زندگي
دلشوره داشتن

توصيه هاي براي كنترل افسردگي
با فرد قابل اطميناني گفت وگو كنيد
ورزش و تغذيه مناسب داشته باشيد
افكار خود را به روي كاغذبياوريد
اوقاتي را به خود اختصاص دهيد
استرس را در زندگي خود كاهش دهيد
بعضي اوقات از خانواده خود دور شويد و به فعاليت مورد علاقه خود از قبيل ورزش - پياده روي - گردش با دوستان ويا گوش دادن به موسيقي...بپردازيد
در كل اگر هنگام درد وناراحتي بخنديد- ناراحتي شما رفع مي شود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 9:9 AM  توسط پرنده مهاجر  | 

مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد . شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد . بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : (( اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند )) .
مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))
كارگران يكصدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )) .
مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم .))
مسيح گفت : (( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود . اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند .))
شما نميدانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد . بايد هم اينگونه باشد . بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است . دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظرها برپا داشته اند . زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نميتوانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 9:8 AM  توسط پرنده مهاجر  | 

مجدداً كودك شويد، در اين صورت خلاق خواهيد شد. همه‏ كودكان خلاق هستند. خلاقيت نياز به آزادى دارد. آزادى از بند ذهن، از بند دانش و از بند پيش‏داورى‏ها.
فرد خلاق كسى است كه چيزهاى جديد را مى‏آزمايد و ربوپات نيست. ربوپات‏ها هرگز خلاق نيستند، بلكه تكراركننده‏اند. پس مجدداً كودك شويد. از اين‏كه همه كودكان خلاقند، تعجب خواهيد كرد؛ همه كودكان صرف نظر از اين‏كه كجا زاده شده‏اند، خلاقند. اما ما وقتي مى‏خواهيم راه معمول انجام دادن كارها را به آن‏ها بياموزيم، معمولا در جهت عكس پرورش خلاقيت آن‏ها عمل مي كنيم و به آن ميدان نمى‏دهيم. اين را بدانيد، يك شخص خلاق همواره راه‏هاى متنوعي را مى‏آزمايد. اگر هميشه راه معمول انجام دادن كارى را در پيش بگيريد، هرگز خلاق نخواهيد شد؛ زيرا راه معمول يعنى راهى كه ديگران آن را كشف كرده‏اند.
يك فرد خلاق سرگردان است و نمى‏داند راه درست انجام دادن يك كار چيست؛ بنابراين بارها و بارها در جهت‏هاى مختلف جستجو مى‏كند. دفعات بسيارى در جهت غلط حركت مى‏كند، اما به هر سو كه مى‏رود، مى‏آموزد؛ غنى و غنى‏تر مى‏شود. كارى را انجام مى‏دهد كه هرگز تا به حال كسى به آن اقدام نكرده است. اگر راه معمول انجام دادن كارها را دنبال مى‏كرد، قادر به انجام دادن آن نبود

 

+ نوشته شده در  شنبه 3 تیر1385ساعت 9:33 AM  توسط پرنده مهاجر  | 

عشق در لحظه پدیدمی آید،دوست داشتن در امتداد زمان.
عشق معیارهارادر هم می ریزد،دوست داشتن بر پایه معیارهابنا می شود.
عشق ویران کردن خویشتن است،دوست داشتن ساختنی عظیم.
عشق ناگهان وناخواسته شعله می کشد،دوست داشتن از شناخت سرچشمه می گیرد.
عشق قانون نمی شناسد،دوست داشتن اوج احترام به قانون است.
عشق فوران می کند چون آتشفشان،دوست داشتن جاری می شودچون رود.
عشق مامور تن است،دوست داشتن پیغمبر روح.

 این دسته گل هم از طرف من تقدیم به همه اونهایی که سعی می کنند دوست داشته باشن تا عاشق

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 10:25 AM  توسط پرنده مهاجر  |